عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

درود بر شما بازديدكننده گرامی به وبلاگــــــ قصر کـاغذی1 خوش آمديد .لطفا برای هرچه بهتر شدن مطالب اين وبلاگـــــــ ، ما را از نظرات و پيشنهادات خود آگاه سازيد و به ما در بهتر شدن كيفيت مطالب وبلاگـــــــ ياري رسانيد . براي سريع تر رسيدن به مطلب مورد نظر از قسمت موضوعات استفاده كنيد همچنين ميتونيد به آرشيو مراجعه كنيد... باتشکر ازشمابازدیدکننده گـــــــــرامــــی مدیروبلاگــــــــ:sadghi

آمار مطالب

:: کل مطالب : 4911
:: کل نظرات : 1190

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 0
:: تعداد اعضا : 20

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 5
:: باردید دیروز : 500
:: بازدید هفته : 592
:: بازدید ماه : 6836
:: بازدید سال : 8155
:: بازدید کلی : 8155

RSS

Powered By
loxblog.Com

,,,نـغمه ای از یـخ و آتــــش,,,

دوستت دارم...
پنج‌شنبه 08 دی 1390 ساعت 20:02 | بازدید : 949 | نوشته ‌شده به دست royayman | ( نظرات 0 )

 

 خسته شدم از بس چشم به در دوختم

 

نامه هام نداي دوست داشتنت رو ميدند

از بس اسمتو صدا کردمديواره اسمتو بلد شدند

از بس گريه کردم اشکي براي چشمام نمونده

از بس داد زدم صدام گرفته تو رو روز و شب صدا

مي کنم شايد روزي ببينمت شايد روزي حست

کنم شايد بتونم ببوسمت

شايد روزي برات بميرم


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
شبگرد بیدار...
پنج‌شنبه 08 دی 1390 ساعت 19:58 | بازدید : 1005 | نوشته ‌شده به دست royayman | ( نظرات 0 )

همه خسته درا بسته بغض آسمون شکسته.

 

شبهای سرد خونه خالی دل من تنها نشسته

 

توی کوچه روی ناودون صدای گریه ی بارون

 

یاد اون خنده ی آخر دلمو کرده پریشون

 

نمیدونم ازکجا بود نمیدونم به کجا رفت

 

همش از خودم میپرسم که چرا رفت اون کجارفت

 

آخه اون بود همه دنیام همه عشقم همه رویام

 

حالا بی اون یه اسیرم خیلی خستم خیلی تنهام

 

به امید روز دیدار منم اون شبگرد بیدار

 

به امید روز دیدار منم اون شبگرد بیدار

 

یه صدا بود یه نگاه بود نگاه چشم سیاه بود

 

یه جرقه یه ستاره انگار از عرش خدا بود

 

مثل غصه مثل یک درد با دل من آشنا بود

 

هرچی فریاد میزنم من که کجایی تو کجایی

 

خوب نگاه کن تا ببینی تو ببین برام چی ساختی

 

خوب نگاه کن تا بدونی که چرا عشقمو باختی

 

به امید روز دیدار منم اون شبگرد بیدار

 

به امید روز دیدار منم اون شبگرد بیدار

 

 

 


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
شقایق...
پنج‌شنبه 08 دی 1390 ساعت 19:54 | بازدید : 971 | نوشته ‌شده به دست royayman | ( نظرات 0 )

توی قرن خشم و فولاد.زیر یخ باد زمستون

 

.

یه گل عاطفه سبزشدتوی یک باغچه ی بیرون

.

نه یه دست باغبونی که ازش خارو بگیره

نه یه نور گرم آفتاب توی فصل برف و بارون ای شقایق

گل قصه با تو همسنگرو راهم توی رگبار زمستون

یادتو پشت و پناهم

..

اگه تنهایی و غصه از تو امیدو گرفته

ابر امیدو سپیدی دشمن شب سیاهم ای شقایق...شقایق ..شقایق.گل قصه

برگاشو پیچیده دورش توی این سوزش جلاد

ساقه اما استواره توی خاک و گلو فولاد

خواب آزادی و رویش پیچیده تو رگو ریشش

بیقرار اما صبوره خسته از این همه بیداد ای شقایق

گل قصه باتو همسنگرو راهم توی رگبار زمستون یاد توپشت وپناهم

اگه تنهایی وغصه از تو امید و گرفته

ابر امید و سپیدی دشمن شب سیاهم ای شقایق...شقایق..شقایق.گل قصه


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
دیدم نفس توسینه...
پنج‌شنبه 08 دی 1390 ساعت 19:52 | بازدید : 1975 | نوشته ‌شده به دست royayman | ( نظرات 0 )

ماه آمدو تکه دل از عاشقی بریده.    

دردی درون سینه زخمی به دل کشیده.

رفتم  به  دل  توسینه  دوباره   باورم  شه.

شکسته های این دل دور از تو پیوند بشه.

دیدم نفس تو سینه داره بهونه ی تو.

از یاد من نمیره نگاه به شونه ی تو.

رفتم ولی نرفته یاد تو از سر من.

هرگز نمیشه عشقی بعداز تو باور من.

ازتو گذشتم اما تو کیمیای عشقی.

بر قامت شکستم تنها قوای عشقی.

یادت فضای خالی میون آغوش من.

گرمای تو گرفته دوباره تنپوش من.

بزار بیام که اینبار قربونی توباشم.

حتی اگر که باید زندونی تو باشم.

فریاد زدم کجایی درپشت سایه هایی.

ازیاد من نرفته چشمهای دل رباییت.

دیدم نفس تو سینه داره بهونه ی تو.

از یاد من نمیره نگاه به شونه ی تو.


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
فانوس...
پنج‌شنبه 08 دی 1390 ساعت 19:51 | بازدید : 1117 | نوشته ‌شده به دست royayman | ( نظرات 0 )

چه جاي ماه،

كه حتي شعاع فانوسي

درين سياهي جاويد كورسو نزند

به جز طنين قدم هاي گزمه سرمست

صداي پاي كسي

سكوت مرتعش شهر را نميشكند

.

به هيچ كوي و گذر

صداي خنده ي مستانه اي نمي پيچد

-

.كجا رها كنم اين بار غم كه بر دوش است؟

چراغ ميكده آفتاب خاموش است

!


|
امتیاز مطلب : 11
|
تعداد امتیازدهندگان : 5
|
مجموع امتیاز : 5
وقتی که دیگر نبود ...
پنج‌شنبه 08 دی 1390 ساعت 19:50 | بازدید : 917 | نوشته ‌شده به دست royayman | ( نظرات 0 )

وقتی که دیگر نبود من به بودنش نیازمند شدم وقتی که دیگر رفت من به انتظار آمدنش نشستم وقتی که دیگر نمی توانست مرا دوست بدارد من او را دوست داشتم وقتی که او تمام کرد من شروع کردم وقتی که او تمام شد من آغاز کردم چه سخت است تنها متولد شدن مثل تنها زندگی کردن است مثل تنها مردن


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تنها به جرم محبت...
پنج‌شنبه 08 دی 1390 ساعت 19:44 | بازدید : 834 | نوشته ‌شده به دست royayman | ( نظرات 0 )

سکوت تلخ مرا گریه های ریز ریز باران تلافی می کند

التماسی سرد وجودم را آتش می افکند

به حرمت فاصله ها آواز قلبم را به قاصدک ها می سپارم

چشمانم را می بندم، شاید خیال تو مهمانم شود

عجب

 

!

خیالت به سراب ذهنم قدم نمی گذارد

شاید روزی برای همیشه تو را به فاصله ها بخشیدم

و همچون تو اشک باران را نادیده گرفتم

همچون تو صدای قلب ها را نشنیدم

تنها به جرم محبت؟؟

!!


|
امتیاز مطلب : 43
|
تعداد امتیازدهندگان : 13
|
مجموع امتیاز : 13
نبودن...
پنج‌شنبه 08 دی 1390 ساعت 19:43 | بازدید : 908 | نوشته ‌شده به دست royayman | ( نظرات 0 )

در غمی که اشک نیست، در شادی که لبخند نیست، در بغضی که ناله نیست، در دردی که آه نیست، احساس کجاست؟

 

در احساسی که حس نیست، در دلی که عشق نیست، در دوستی که محبت نیست، در صداقتی که راستی نیست، زندگی کجاست؟

 

در زندگی که هدف نیست، در هوایی که باد نیست، در خاکی که آب نیست، در باغی که گل نیست، انسان کجاست؟

 

در انسانی که هیچ نیست، در سفره ای که نان نیست، در زمینی که جا نیست، در دنیایی که رحم نیست، مرگ کجاست؟


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
دلتنگی هایم ...
پنج‌شنبه 08 دی 1390 ساعت 19:32 | بازدید : 938 | نوشته ‌شده به دست royayman | ( نظرات 1 )

این روزها خیلی دلم تنگ می شود...
دلم برای گریه های بی دلیل تنگ می شود.
دلم برای خنده های از ته دل تنگ می شود.
دلم برای همه بچه های خوب دنیا تنگ می شود.
دلم برای همه آدم های پاک و بی ریا تنگ می شود.
دلم برای همه مادربزرگ های پیر و مهربان تنگ می شود.
دلم برای همه لحظه های دلتنگی ام تنگ می شود.
دلم برای کودکانه ترین لحظه های شاد زندگی ام تنگ می شود.
دلم برای همه لحظه های بارانی سکوت و دعا تنگ می شود.
دلم برای همه چیزهای خوب خدا تنگ می شود.
این روزها خیلی دلم برای خدا تنگ می شود...


|
امتیاز مطلب : 14
|
تعداد امتیازدهندگان : 5
|
مجموع امتیاز : 5
گذشتن از...
پنج‌شنبه 08 دی 1390 ساعت 19:24 | بازدید : 964 | نوشته ‌شده به دست royayman | ( نظرات 1 )

 

همیشه با بدست آوردن اون كسی كه دوستش داری نمی تونی صاحبش بشی ، گاهی وقتا لازم هست كه ازش بگذری تا بتونی صاحبش بشی ، همه ما با اراده به دنیا می آییم با حیرت زندگی میكنیم و با حسرت میمیریم این است مفهوم زندگی كردن ، پس هرگز به خاطر غمهایت گریه مكن و مگذار این زمین پست شنونده آوای غمگین دلت باشدافسوس...آن زمان كه باید دوست بداریم كوتاهی میكنیم آن زمان كه دوستمان دارند لجبازی میكنیم و بعد...برای آنچه از دست رفته آه می كشیم


|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران