درود بر شما بازديدكننده گرامی به وبلاگــــــ قصر کـاغذی1 خوش آمديد .لطفا برای هرچه بهتر شدن مطالب اين وبلاگـــــــ ، ما را از نظرات و پيشنهادات خود آگاه سازيد و به ما در بهتر شدن كيفيت مطالب وبلاگـــــــ ياري رسانيد . براي سريع تر رسيدن به مطلب مورد نظر از قسمت موضوعات استفاده كنيد همچنين ميتونيد به آرشيو مراجعه كنيد...
باتشکر ازشمابازدیدکننده گـــــــــرامــــی
مدیروبلاگــــــــ:sadghi
یکشنبه 23 بهمن 1390 ساعت 19:40 |
بازدید : 774 |
نوشته شده به دست royayman |
(نظرات 5)
مثه میلاد یه بارون توی دشت بی بهارون
مثل اشکای یه چشمه رو لبای سبزه زارون
به عشق تو مستم تو را میپرستم
مثل لبخند یه غنچه توی گلدون لب طاقچه
مثل جای پای قصه توی سنگ فرشای کوچه
به عشق تو مستم تو را میپرستم
مثه اخرین ستاره که تو شب لا لایی میخوند
اخرین قطره شبنم که رو برگ تشنه لب بود
مثل اخرین مسافر توی جاده رهایی
اخرین کلام عاشق توی شهر بیصدایی
به عشق تو مستم تو را میپرستم...
سلااااااااااااااام ممل.چطوری؟وبلاگت حرف نداره و من هم آدم رکی هستمهمیشه موقعه که دلت تنگ میشه به وبلاگت سر نزن چون وبلاگت همش بوی غم میده...بابا بخند تا دنیا به روت بخنده..بیخیال عشق و عاشقی....