درود بر شما بازديدكننده گرامی به وبلاگــــــ قصر کـاغذی1 خوش آمديد .لطفا برای هرچه بهتر شدن مطالب اين وبلاگـــــــ ، ما را از نظرات و پيشنهادات خود آگاه سازيد و به ما در بهتر شدن كيفيت مطالب وبلاگـــــــ ياري رسانيد . براي سريع تر رسيدن به مطلب مورد نظر از قسمت موضوعات استفاده كنيد همچنين ميتونيد به آرشيو مراجعه كنيد...
باتشکر ازشمابازدیدکننده گـــــــــرامــــی
مدیروبلاگــــــــ:sadghi
پنجشنبه 06 بهمن 1390 ساعت 00:41 |
بازدید : 1139 |
نوشته شده به دست royayman |
(نظرات 1)
شب آغاز هجرت تو شب از خود گذشتنم بود شب بي رحم رفتن تو شب از پا نشستنم بود شب بي تو ، شب بي من شب دل مرده هاي تنها بود شب رفتن ، شب مردن شب دل كندن من از ما بود واسه جشن دلتنگي ما گل گريه ، سبد سبد بود با طلوع عشق من و تو هم زمين ، هم ستاره بد بود از هجرت تو شكنجه ديدم كوچ تو اوج رياضتم بود چه مؤمنانه از خود گذشتم كوچ من از من ، نهايتم بود به دادم برس ، به دادم برس تو اي ناجي تبار من به دادم برس ، به دادم برس تو اي قلب سوگوار من سهم من جز شكستن من تو هجوم شب زمين نيست با پر و بال خاكي من شوق پرواز آخرين نيست بي تو بايد دوباره برگشت به شب بي پناهي سنگر وحشت من از من مرهم زخم پير من كو ؟ واسه پيدا شدن تو آينه جاده ي سبز گم شدن كو ؟ بي تو بايد دوباره گم شد تو غبار تباهي با من نياز خاك زمين بود تو پل به فتح ستاره بستي اگر شكستم ، از تو شكستم اگر شكستي ، از خود شكستي به دادم برس ، به دادم برس تو اي ناجي تبار من به دادم برس ، به دادم برس تو اي قلب سوگوار من...
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
مطالب مرتبط با این پست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید
/images/anymous.png
هنگامه در تاریخ : دوشنبه 08 دی 1404 - - گفته است :